افزایش هوش مصنوعی ناشی از رشد بسیار زیاد استقراض شرکت هاست. بازار به طور فزایندهای دچار شکاف شده است: قیمت سهام شرکت های فعال در حوزه هوش مصنوعی به شکل سرسام آوری افزایش یافته، در حالی که بازار اعتبار متشنج تر میشود و سرمایه گذاران برای محافظت از خود در برابر یک «سقوط بدهی هوش مصنوعی» احتمالی عجله دارند.
ساختار بدهی هوش مصنوعی
رقابت فعلی در حوزه هوش مصنوعی نیازمند هزینه های اولیه بسیار سنگینی برای ایجاد زیرساخت های مورد نیاز سیستم های پیشرفته هوش مصنوعی است. بخش عمده این سرمایه صرف ساخت دیتاسنترهای عظیم و خرید سخت افزارهای گران قیمت، مانند پردازنده های گرافیکی انویدیا میشود که تقاضای بسیار بالایی دارند. کارشناسان برآورد می کنند مجموع بدهی لازم برای تأمین مالی این زیرساخت های هوش مصنوعی تا سال 2030 به حدود 1.5 تریلیون دلار برسد.
این موضوع یک تغییر اساسی برای شرکت های بزرگ فناوری محسوب می شود. در گذشته، بزرگ ترین شرکت های تکنولوژی که با عنوان «هفت شگفتانگیز» شناخته می شدند، به دلیل سبک دارایی بودن مورد تحسین بودند؛ به این معنا که نیاز چندانی به سرمایه گذاری سنگین در زیرساخت های فیزیکی نداشتند و جریان نقدی قدرتمندی از نرمافزار ایجاد میکردند.
اکنون اما این شرکتها در حال تبدیل شدن به شرکتهای دارایی محور هستند و بخش بسیار بزرگ تری از درآمد خود را به دارایی های فیزیکی اختصاص میدهند. برای مثال، متا، مایکروسافت و آلفابت برنامه دارند بین 21% و 35% از درآمد خود را صرف مخارج سرمایه ای کنند؛ رقمی که حتی از میزان هزینه کرد معمول در بخش خدمات عمومی نیز بالاتر است.
بدهی از کجا تأمین میشود
برای نمونه، اوراکل 18 میلیارد دلار بدهی جذب کرده و قرارداد های بزرگی با شرکت های فعال در حوزه هوش مصنوعی امضا کرده است. این موضوع باعث نگرانی سرمایه گذاران شده، به طوری که هزینه بیمه در برابر نکول بدهی اوراکل به بالاترین سطح خود از سال 2009 رسیده است. این امر نشان میدهد سرمایه گذاران ریسک بدهی اوراکل را بالاتر ارزیابی میکنند.
متا نیز برای تأمین مالی پروژه های هوش مصنوعی خود 30 میلیارد دلار اوراق قرضه منتشر کرده است. پس از این اقدام، معاملات بیمه نکول بدهی مربوط به متا افزایش یافت که نشاندهنده نگرانی مشابه سرمایه گذاران است.
در مجموع، شرکت های مرتبط با هوش مصنوعی اکنون حدود 14% از بازار اوراق قرضه شرکتی با درجه سرمایه گذاری را تشکیل میدهند. در برخی تحلیل ها، حتی اندازه آن ها در شاخص اوراق قرضه از بانکهای آمریکایی نیز فراتر رفته است. این موضوع نشان میدهد سرمایه گذاریهای مرتبط با هوش مصنوعی چگونه در حال تغییر بازارهای مالی هستند.
ریسک اصلی
سرمایهگذاران نگراناند، زیرا این ریسک بزرگ وجود دارد که هزینههای هوش مصنوعی به سرعت به درآمدهای پایدار تبدیل نشود؛ درآمدهایی که بتوانند تمام این بدهیها را پوشش دهند.
- بازدهی کند: پروژههای هوش مصنوعی در مقایسه با پروژههای معمول فناوری، زمان بسیار بیشتری برای نشان دادن نتیجه نیاز دارند. گزارشها نشان میدهد حدود 95% از پروژههای هوش مصنوعی مولد هنوز ارزش تجاری مشخصی ایجاد نکرده اند. دوره بازگشت سرمایه پروژههای هوش مصنوعی معمولاً 2 تا 4 سال است، در حالی که سرمایه گذاریهای سنتی فناوری اغلب طی 7 تا 12 ماه به بازدهی میرسند.
- هزینههای عملیاتی بالا: مدلهای هوش مصنوعی، به ویژه مدلهای زبانی بزرگ، در هر بار استفاده هزینههای قابل توجهی دارند. این موضوع مقیاس پذیری سودآور آنها را دشوار میکند.
- فشار رقابتی: شرکت های بزرگ فناوری در نوعی تله گرفتار شدهاند. اگر به شدت در هوش مصنوعی سرمایه گذاری نکنند، خطر عقب ماندن از رقبا را دارند؛ اما زمانی که همه به صورت تهاجمی هزینه می کنند، سود آوری در سراسر صنعت کاهش می یابد و یک «مسابقه تا کف قیمت» در قیمت توان پردازشی شکل میگیرد.
سرمایه گذاران برای محافظت از خود از ابزارهای بیمه نکول بدهی استفاده می کنند؛ ابزاری که نوعی بیمه در صورت ناتوانی شرکت در بازپرداخت بدهی محسوب میشود.
سرمایه گذاران حرفهای بدهی این شرکتها را پرریسک تر از آنچه قیمت سهام نشان میدهد می دانند و برای نگهداری آن، بازده بالاتری مطالبه می کنند.
شرکت ها همچنین از وام های خصوصی و ابزارهای مالی پیچیده تر، مانند اوراق بهادار با پشتوانه دارایی که به درآمد دیتاسنترها متصل هستند، استفاده میکنند. این موضوع نیز ریسک هایی را اضافه میکند که دیدن و درک آن ها دشوارتر است.
رونق فعلی هوش مصنوعی شباهت هایی با حباب های مالی گذشته، مانند سقوط دات کام در سال 2000 دارد. در آن زمان، شرکت ها زیرساخت های عظیمی مانند شبکه های فیبر نوری ایجاد کردند، بدون آنکه تقاضای کافی وجود داشته باشد، و همین امر به نکول گسترده بدهی در میان شرکت های مخابراتی منجر شد.
اما شرایط امروز تا حدی متفاوت است.
- بزرگ ترین سرمایه گذاران حوزه هوش مصنوعی—متا، آلفابت و مایکروسافت—همچنان از وضعیت مالی قوی و جریان های نقدی بزرگ از کسب و کارهای اصلی خود برخوردارند که این موضوع به آنها حاشیه امنی در برابر مشکلات احتمالی میدهد.
- ریسک ها عمدتاً به بخش فناوری و تأمین کنندگان زیرساخت آن محدود شده و مانند بحران مالی سال 2008، به کل سیستم مالی سرایت نکرده است.
اقدام هوشمندانه این است که میزان مواجهه به درستی متعادل شود؛ یعنی از مزایای رشد سهام مرتبط با هوش مصنوعی بهرهمند شد، اما هم زمان در برابر یک اصلاح احتمالی—یا به احتمال زیاد، زمانی که این شرکتهای به شدت بدهکار نتوانند به اندازه کافی سریع به سودآوری برسند—از خود محافظت کرد.



